...
-
تاریخ: 1401/9/27 ساعت: 20:15
اسمم محمد از یک خانواده ی بطحایی ، به اصطلاح دانشجوی دانشگاه سمنان، ساکن و اهل دیار شلوغی به نام تهرانگم گشته ای هستم که در این دور بی مقصد کاری به جز شب کردن امروز یا فردا نمی داند،آن قدر تنهایم که بی تردید می دانم حال مرا جز غزلی تنها نمی داند!درخت را به نام برگبهار را به نام گلستاره را به نام نور...
سقوط..
-
تاریخ: 1401/9/27 ساعت: 20:15
سیـب از درخت افتاد... ستــاره از آسمـان... تــو از دماغ فیــل... من از پل صـراط... گاهی فرقی نمیکند از کجا... سرنوشت مشترکی ست... ســـقــــوط...!!!
دو کلمه حرف حساب...
-
تاریخ: 1401/9/27 ساعت: 20:15
خوش بودن که به همین سادگــــی نیست! کلی ماجرا دارد... باید تو باشـــی و باران روی مبل ِ کنار شومینه جامهای شـــــراب و سیگار پشتِ سیگار گرمای دستــــهای تو باشد لبخندت... و چشمان ِ من خیره به این همه زیبایــی... انگار خوش بودن به همین سادگی ست! Adblock test (Why?)