خرید بک لینک

درباره سایت

................::املت::................

امکانات وب

اسمم محمد از یک خانواده ی بطحایی ، به اصطلاح دانشجوی دانشگاه سمنان، ساکن و اهل دیار شلوغی به نام تهران
گم گشته ای هستم که در این دور بی مقصد کاری به جز شب کردن امروز یا فردا نمی داند،
آن قدر تنهایم که بی تردید می دانم حال مرا جز غزلی تنها نمی داند!

درخت را به نام برگ
بهار را به نام گل
ستاره را به نام نور
کوه را به نام سنگ
مرا به نام کوچکم صدا بزن!

 

برچسب: نویسنده: مهراد کریمیان تاريخ: يکشنبه 27 آذر 1401 ساعت: 20:15

سیـب از درخت افتاد... ستــاره از آسمـان... تــو از دماغ فیــل... من از پل صـراط... گاهی فرقی نمیکند از کجا... سرنوشت مشترکی ست... ســـقــــوط...!!!

برچسب: نویسنده: مهراد کریمیان تاريخ: يکشنبه 27 آذر 1401 ساعت: 20:15

خوش بودن که به همین سادگــــی نیست! کلی ماجرا دارد... باید تو باشـــی و باران روی مبل ِ کنار شومینه جامهای شـــــراب و سیگار پشتِ سیگار گرمای دستــــهای تو باشد لبخندت... و چشمان ِ من خیره به این همه زیبایــی... انگار خوش بودن به همین سادگی ست! ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهراد کریمیان تاريخ: يکشنبه 27 آذر 1401 ساعت: 20:15

صفحه بندی